به نام خدا
خاطره های کهنه من ...
باز خاطره های قدیمی من
دارد به دفترم زنده می شود
باز نکته های درونی ناب من
دارد از خیالم کنده می شود
باز این نگاه خیره شده من
دارد عاشق و بیننده می شود
باز نوازش گریه غم من
دارد مبدل به خنده می شود
باز چشمه های زلال شوق من
دارد به گونه ام صحنه می شود
باز افکار زخمی خسته من
دارد مهمان آینده می شود
باز آن قطره های انتظار من
دارد از آسمان رنده می شود
باز اشععه آفتاب ذهن من
دارد به شعرم تابنده می شود
باز فضای خالی دیوان من
دارد کامل و آکنده می شود
***
میر حمزه طاهری هریکنده ای (نوپا)
آدرس های مرتبط:
سلام
بـزرگتـریـــن و جــامـع تـریــن فـروشــگاه ایـنتــرنتــی ایــران
بـا بـیش از 1000 عنـوان از محصـولات بـرتـر و مختـلف
همراه با گارانتی تعویض و ارائه بهترین کیفیت
از فروشگاه اینترنتی ما دیدن فرمائید
http://www.Reyshop.ir
http://www.Reyshop.com
بیابون گوی زینگه یاد بکردی...
واقعا که خله قشنگ بوتی جانه برار!
چه از شه روستا ننویسنسی ؟اماره سر بزن .
با سلام.خسته نباشید. وبلاگ قشنگی داشتی.
در ضمن اگر دوست داشتی بازدید وبلاگت یا کلیک روی تبلیغاتت زیاد بشه حتما یه سری به وبلاگ من بزن.پشیمون نمیشی.
نترس لینکباکس نیست ..... به دردت می خوره.
این آدرس سایت http://bhb.blogfa.com
اینم یاهو ای دیم yahoo id :::: gold.0511
منتظرم. موفق باشی. یا علی
سلام برادر از اینکه به وب روستای ما سر زدی ممنونم . وبلاگت خالی از تصویر و تاریخچه مردم بزرگ هریکنده هست چرا.
سلام برادر...
من خله شعر خون و شعر دون نیمه ولی ات تا دور بخونسمه ایشالا که ادمه هادی اما هم غریبی درمی ...
نماز شام غریبی رو به من کرد |دلم جولان زد و یاد وطن کرد |ندانستم که خواهر یا برادر |سلامت باشد هرکس یادمن کرد .
به هر حال دنیای اوسار دم ماله درازه ... .